تبليغاتX

حریم دل

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 الهى ! از من آهى و از تو نگاهى .

 الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم .

 الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.

 الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم .

 الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟

 الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت .

 الهى !دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را.

 الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده .

 الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده .

 الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است .

 الهى !مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى .

 الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.

 الهى !خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است .

 الهى !آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

یابن الحسن چقدر دلتنگت هستم اقا

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و جعلنا من شيعتهم و اهلک اعدائهم اجمعين

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 16:11  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی.....که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

يا امام رضا(ع)

عشق قلب شكسته زهرا

 سائل يك نگاه تو يوسف,كشته عشق روي تو ليلا,ذكر توحيد من تويي هر شب دلبرا

نازدانه يكتا,تا سر سفره تو مهمانم غم ندارد به سينه جانم.

اي امير عشق ساقي بزم دلپذير عشق

با نگاه فسون گرومستت خوش مرا كردي اسير عشق

اي كه تنها تو اين لقب داري با محبت ترين سفير عشق

اي كه حرف ناگفته مي خواني عشق امروز من نه امروزي است,از ازل در دلم تو مهماني

در دلم شور ديگري دارم حال و مستي حيدري دارم

اي  نوازش گر كريم من,دلستان دلبر مه جبين من, خير مقدم ز عمق جان گويم اي امام كريم من

 

عیدتان مبارک

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم   اجمعین   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 17:20  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

میلاد دخت امامت، اخت ولایت حضرت فاطمه معصومه(س)بر شما مبارک...همچنین عروج عاشقانه سردار عشق،بزرگ مردی که ثابت کرد هنوز راه شهادت باز است،بر قلبهای عاشق و منتظرتان تسلیت و تهنیت باد.

پای تا سر چو عمه اش زینب   دخت زهرا نماست معصومه

می خواهم برایتان از سفر عشقی بگویم که هنوز مبهوت شب اولش در واژه پایانش گیر کرده ام...باز رب الارباب عشق توفیق دیگری،بیش از لیاقتمان،نصیبمان کرد...به فدای بزرگی و کرامتش که دل، آهسته و شرمگین با سری به زیر تنها ،تمنای کوچک کرد ...بی امید به شنیده شدن.چرا که دل، آلوده بود و سنگینی  گناه مانع عروج دعا...و او چه کرد! او خدای خوبی و بزرگی، او فرود امد و شنید...نه تنها شنید ...بلکه سنگ تمام گذاشت...و این فرزند نا خلف آدم را بیش از پیش شرمنده مهربانی و لطفش کرد...جانم در گرو عشق چنین خدایی ست....چه کردیم و چه دیدیمش بماند ...اما حیفم امد شما را در شب اولش سهیم نکم...شبی چنان مبارک که هنوز از یاد اوری ان بر خود می لرزم...راه افتادن و سیر رسیدنمان بماند....اولین گام ها را بر روی خاک پاک پایتخت جنگ در غرب،همان کرمانشاه عزیز ،که رهبر علمدارمان باخترانش نامید را می گویم،اری همانجا بال فرو اوردیم و منزل گزیدیم ،بر در منزل شهید حشمت الله امینی...خانه ای محقر اما به وسعت تمام دنیا،صمیمی به بزرگی دل دریاییش ...مادر شهید به استقبال مان اماده بود...خاک عالم بر سر من...مادر شهید به پیشوازم اید و من هنوز بر پا ایستاده باشم...بوسیدیم و بوییدیم پیشانی و دست او را ...و جای گرفتیم در محفل انس آنها...خواهران شهید،عروس خانواده و نوه ها چنان به گرد ما می گشتند که گویی ما مراد بودیم انها مرید و باز من دست حسرت را بر پیشانی غیرت کوبیدم که هنوز اندر خم همان کوچه سرگردانی اسیری..،تو کجا و اینها کجا...نمی دانم، نمی خواستم حتی لحظه ای از سفرم را برای کسی بگویم این سفر را برای خود می خواستم و تنها برای خود...اما شاید حشمت الله این را نمی خواست...هر چه باشد قلم ،قلم اوست و من تنها چوبکی در دست او...

شهیدحشمت الله امینی

پذیرایی کردند و کسی دست رد نمی زد که تبرکی بود از خانه ای از بهشت...و بعد برادر جانبازی ،گوهر اشعار عشقش را بر دامان پر مهر مادر ریخت ...و حال این مسلم ،برادر کوچکتر حشمت الله بود که برخاست تا بگوید شرح واقعه را ...تا من و ما بشنویم اصل کلام را از راوی صادق...هم او که زیست و جنگید در کنار حشمت الله...

و اما حشمت الله....نامش را حشمت الله نهادند اما کسی در آن روز حتی تصور نمی کرد حشمت و جلال ، شکوه و عظمت ،بزرگي روح و سلحشوري،و يکه تازي او را...در عرصه جامعه و خانواده:نوجوانی متین و متواضع....دلبسته اسلام و احکام اللهی...بیزار از رژیم طاغوت و شیفته حضرت خمینی (ره)...فعال در تظاهرات و نشر سخنان امام(ره)...دانش آموزی ممتاز،مومن و مخلص...حضور فعالانه در نماز های جمعه و جماعات...دانشجوی ممتاز رشته شیمی...اما رها کرد دانشگاه علم را تا در دانشگاه عشق فارغ التحصیل شود....چرا که برای او دفاع مقدس با فرماندهي حضرت امام خميني (ره) در اولويت قرار داشت...

در عرصه دفاع:فرماندهی لایق ... همراه دیگر رزمندگان خالق حماسه های شگرف...عارفی یک شبه....رها شده از دنیا و فنا فی الله...دنیا برایش پل گذری بیش نبود...دعای توسل ، کمیل ، عاشورا و مناجات های رجب المرجب ،نجواهای شبانه اش...اما شیفتگی اش با دعای عهد بود...محال بود ترک شود... زمزمه  همیشگی لبهایش دعای عهد بود...علاقه عجیبی به ائمه علیهم السلام به خصوص به حضرت علی بن موسی الرضا(ع)...تا جایی که در هر مرخصی پیش امده به زیارت حضرت می رفت... ارادتش بر حضرت زهرا(س) را با 13 سال گمنامیش بر رخ تاریخ کشید.عاشق امام رحمه الله علیه بود و مطیع ولایت...چند باری هم توفیق زیارت امام (ره) را داشت... دائم الوضو و دائم الذکر... با وقار و با متانت... کم مي خنديد... شوخي مي کرد اما در زمانش...متنفر و بیزار از غیبت...جلوی او غیبت محال بود....مانوس با قرآن...و همدمش مفاتیح کوچکش....

 

روایت منش او در عملیات ها ... نحوه شهادتش از زبان هم رزمانی چون ی.باباخانی:

"در عمليات هاي بدر،نصر،فتح،قادر،ظفر،شلمچه ، عاشورا،والفجرها ،کربلاها و.... ،در ارتفاعات سر به فلک کشيده غرب و رمل هاي سوزان جنوب و آبهاي نيلگون دزفول،کارون،کرخه،اروند،سيروان،شط العرب،خليج فارس و هورهاي جزيره مجنون ،جزيره مينو،ام القصر ،ام الرصاص ،ام الطويل ،بصره،فاو و..... شرکت موثر داشت.

در والفجر 9 مجروح شد ولي همچنان به رزم بي نظير خود ادامه داد.وقتي در شلمچه او را در هاله اي از نور کنار خاکريز به دعا و ناله و زاري ديديم ،لحظات گريه هاي عاشقانه اش ما را به تضرع وا داشت .در عمليات کربلاي 5 با اينکه خواهرزاده اش (شهيد بلال "علي اشرف" سليماني ) در فاصله يکي دو قدمي او، جلوي چشمش مورد اصابت گلوله مستقيم دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد ،ثابت قدم و استوار به رزم خود ادامه داد .

وقتي در کربلاي 5 در نهر جاسم ،آتش پاتک دشمن ،رزمندگان تيپ نبي اکرم (ص) و لشگر نصر خراسان را زمين گير کرده بود ،شهيد اميني ،تنهايي از کانال و خاکريز خارج شد و شجاعانه و ماهرانه به دل دشمن زد و فرمانده عالي نيروهاي بعثي را شناسايي نمود و او را به هلاکت رساند که اين حرکت دليرانه آقا حشمت باعث شد که آرايش نيروهاي دشمن به هم بريزد و با دادن تلفات زيادي ،عقب نشيني کند و باعث پيشروي رزمندگان اسلام گرديد ،که اين خاطره و خاطره هاي ديگر شهيد حشمت تا ابد بر پيشاني شلمچه خواهد درخشيد !

هرگاه در کارون و دزفول و مجنون و سردشت و... بر مي خواستيم و بستر خالي او را مشاهده مي کرديم ، مي ديديم کناري ايستاده بود و در پناه تاريکي و سکوت آن ارام نماز مي خواند و نيايش مي کرد و در سجده هاي طولاني اش حلاوت مناجات را مي چشيد .مي فهميديم که او رفتني است و به اين دنيا تعلق ندارد ......

وقتي در غروب جمعه متصل به شب عمليات نصر 7 ، در ابهاي سرد رودخانه سردشت غسل شهادت انجام داد ، بر ما ثابت شد که او مهاجر است و جاي او در اين دنيا نيست ....

و بالاخره چهاردهم مرداد ماه 1366 مصادف با عيد قربان خبري همچون بمب در ميان رزمندگان و اشنايان پيچيد .....و همه گيج و حيران و متحير منتظر صحت و سقم اين خبر بودند ....فرمانده شجاع ،سلحشور و خستگي ناپذير سرنوشت نامعلومي پيدا کرده و جاويد الاثر شده است !!

او روز قبل از عمليات نصر 7 هنگامي که خبر مي رسد گردان حمزه سيد الشهدا شب اول وارد عمل نمي شود ،نگران و بي قرار خود را به گردان هاي خط شکن مي رساند ....و با گردان خيبر از تيپ نبي اکرم (ص) وارد عمليات مي شود و مثل عمليات هاي قبلي جلوتر از همه و با بچه هاي اطلاعات عمليات حرکت مي کند و ضمن درگيري تن به تن با نيروهاي بعثي موفق مي شود با نارنجک ،سنگر تيربار دوشکاي دشمن را منهدم کند ....که در ادامه نبرد تن به تن بعضي ها مي گفتند که او را ديديم که مجروح شده بود و داشت پيشروي مي کرد و بعضي ها مي گفتند که خيلي جلوتر از بقيه مجروح و شهيد شده و خيلي ها مي گفتند که مجروح شده و ..... ولي هيچ چيز مشخص نبود ، نه شهادت ،نه اسارت ،فقط همين را گفتند که جاويد الاثر شده است ..."

 

و او مفقودالاثر شد همچنان که ارزوی خود او بود در روز عید قربان...به مدت 13 سال...اما سرانجام هجر یوسف به وصال محقق شد...

راوی مسلم امینی برادر شهید:

"مادر باور نمی کرد شهید شده باشد...گمان می برد که اسیر است...تا اینکه خواب او را دید.شهید حشمت الله به مادر گفت می خوام برم زیارت اقایم مشهد میای؟!! و...تا کاروان آمد اسلام شهر...پیکرش را از شلمچه اوردند.در همان تشییع حرم تا حرم...یادتان که هست...پیکر را تا حرم امام تشییع کردند در کاروان میثاق با ولایت در حرم امام (ره)...و به ميثاق فرزند خميني کبير (ره) و رهبر و مولايمان حضرت آقا... و بعد او را به اشتباه فرستادند مشهد... شیفته امام بود و حضرت رضا(ع)...حتی بعد از شهادت هم وفادار به عشقش بود...رفت مشهد و او را طواف دور ضریح دادند... بعد فهمیدند این شهید کرمانشاه است...پس باز پس فرستادن او را، به سمتِ سر پل ذهاب...و در جوار جناب احمد بن اسحاق(۱) ،درب شرقی حرم به خاک سپرده شد..."

حرم مطهر جناب احمد بن اسحاق

 

اما انچه در این میان برایم تکان دهنده بود وفای امام زمان روحی فداها بود به عهدش...مگر نمی گویند 40 صباح دعای عهد بخوانی حضرت ارواحناه فداه به دیدنت می آید...براستی که آمد...اقا مسلم تعریف کرد و من مبهوت شنیدن آن بر خود می لرزیدم....امام جمعه سرپل ذهاب،حاج اقا حسین زاده،خواب میبیند که حضرت بقیه الله ارواحناه فداه کنار مرقد احمد بن اسحاق در حال اب و جاروی مزاری ست...حضرت مقام معظم رهبری جلو می روند و می خواهند که جارو را از دست آقا بگیرند:" آقا جان شما چرا!بگذارید من جارو می زنم....شما چرا؟!! " حضرت بقیه الله ارواحناه فداه می گویند:" نه، این یکی را خودم جارو می زنم،امشب مهمان عزیزی دارم."....

مزار زیبای شهید حشمت الله امینی

و یک هفته بعد پیکر شهید حشمت الله امینی را می اوردند و دقیقا همانجا به خاک مسپارند...وتا به آن هنگام که حاج اقا حسین زاده  سکوت کرده بود فریادی بر می اورد و با گریه و ندبه خواب را تعریف میکند...

جانم به این دلبر و دلداده...

از حال و هوای انجا و چه گذشت بر ما بگذریم...تا قصد رفتن و بال گشودن کردیم... مادر برایمان و در حقمان دعا کرد و ما با گل واژه اللهی و ربی امین دعای خود را بدرقه راه آسمان کردیم و گل صلواتی را نثار روح پاکش...

 راهی شدیم تا جایی را که حضرت بقیه الله ارواحناه فداه،خود برگزیده بود را زیارت کنیم زیارت مکان عاشقیِ عاشق و معشوق،دل و دلداده ،مراد و مرید...

و این هم سهم زیارت شما...

دیگر سکوت تنها واژه ای ست که می نگارم....می نگارم سکوت را ... تنها سکوت....و سکوت....

زیارتتان قبول...

 

 اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 


۱)احمد بن اسحاق:یاری که محضر چهار امام  معصوم علیهم السلام را درک کرد و وکیل خاص امام حسن عسگری(ع)بوده و نیز به زیارت امام زمان علیه السلام هم نایل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 21:13  توسط حریم دل | 

بسم الرب الشهدا و الصدیقین

هفتاد و دو شب مانده کمر خم بشود

 هفتاد و دو عاشق ز زمین کم بشود

هفتاد و دو میدان بلا در راه است

 هفتاد دو شب مانده تا محرم بشود

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 18:39  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

من ماندم و گوشه ی دلی تنگ

                                      با دفتر خاطراتی از جنگ

                                                                 ای جنگ!چه شد که قهر کردی؟

                                                                                                         در کام امام زهــر کردی؟

ای مرز میان مرد و نامرد

                              گر مرد رهـــی دوباره برگرد

                                                              آنان که به غرب می شتابند

                                                                                                    خائن به امـــــام و انقلابند

ای آن که به غرب می گریزی؟

                               با غرب چگونه می ستیزی؟

                                                              ای بی خیر از سیاست و دین

                                                                                             بس کن سر جای خویش بنشین

ای تیروکمان به دست گرفته

                            مــــــــولای مرا هدف گرفته

                                                          ای خون به دل امـــــــــــام کرده

                                                                                                در نفی ولــــــــــی قیام کرده

 

 

 

ای عمر گران به باد داده

                              دل در کف قوم عاد داده

                                                                  آیا خبر از معــــــــــــــــاد داری؟.....

 

شاعر بسیجی و ابوذر علی زمانمان

 استاد محمدرضا آقاسی(ره)

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم  و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/09ساعت 3:35  توسط حریم دل | 
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز روز وداع ست وداع با هشت سال شجاعت و شهامت و شهادت که خلاصه اش کردیم در 8 روز...

                             دل ماند و هوای سنگرودیگر هیچ
                                                                      یک سینه غرور پر پر و دیگر هیچ

ای سرخ جامگان دشت شهادت و ایثار بعد از شما پیشانی بند هایمان را دزدیدند ، چفیه هایمان را گم کردیم و فقط در این هشت روز بیاد می آوریم سالهای افتخارو مقاومت را ...اگر شبی روزی از میان کوچه های شهرمان عبور کردید ،چشماهایتان را ببنید ...نیشتر درد بر چشمتان می نشید....که اگر باز کنید خواهید دید... برج های چند میلیاردی سرمایه داران، اذان تجمل را در گل دسته های خود می سرایند....و هم رزمان دیروز...هم انهایی خط مقدم جبهه را رها کردند تا محتوی شهرنشین ها امن بماند،هم آنان سجاده های ابریشمی میلیونی را به زیر پا می گذارند تا نماز عشق را گران تر بخوانند ...که معراجمان از برج سفید است تا کاخ نیاوران...و تیمم مان دیگر بر خاک و رمل های فکه و طلاییه نیست که در فرهنگ غنی امروزی جا تنگ کنی بیش نیست....

       تربت

تیمم مان بر تربت کیش است و خاک فرنگ انهم به بهای بیت المال که بر همه حرام است بر اندکی حلال...بر خرد و کلان خرده میگیرد که آن گرفتار آخرت خلق الله است و این درگیر جهاد قدرت...در بهشت زهرا نگاه به سنگ های فرسوده و رنگ و رو رفته قبر هایتان نیندازید که شهیدان گمنام توان مالیات دادن ندارند که اگر داشتند یک فرهنگسرا هم برای آنان در قطعه ....بنا می کردند....

                                                            سردار بی نشانم

نگوید پس چه شد شفارش ما در باب رهبر...که میگویم مزدش را با شعار مرگ بر...ادا کردند...نگوید ولایت...که می گویم برایش شورا تشکیل دادند...و شوکه نشوید اگر شنیدید که ولی امرتان در نمازش بگرید... که مولای من این تن ناقص و جان ناقابل را فدایت می کنم تاکه برگردی، ای سحر خیز مدینه....و دست حسرت بر دست غیرت مکوبید اگر دیدید دجالان امروز ،عایشه زمان را بر شتر سبزپوشی نشاندند تا در جمل دیگری خونخواهی عثمان را کنند از علی زمان...همان علی که خود ایستاد در دفاع از خانه ای که عثمان و طلحه وزبیر در آن پناه گرفته بودند...و چه شد !!!خون بهای عثمان شد علم شیطان و عایشه شد مادر غیرت و حمیت...و علی...جانم علی...عمرم علی....هستم علی....و علی را کشاندند به صحرای جمل...و باز علی بود که نالید، برگردید که راهی و زمانی بیش نمانده تا طلوع خورشید او ...برگردید که تاوانی را که برای قدرت می خواهید بپردازید بس گران است و گزاف...حیف باشد که تاریخ را دوباره بنگارند ...برگردید تا سرمشق تاریخ شوید نه عبرت آن...اما چه باک که بودند صم بکم عمی فهم لا یرجعون .... صدایش را،ندایش را نشنیدند ....و با انگشت چاه را نشانش دادند....



کاش آدرس سنگرها را فراموش نمی کردیم تا اینچنین در دنیا بی پناه بمانیم....کاش...
راستی یک سوال....بهشت زهرا زیر پوشش کدام منطقه شهرداری است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 22:29  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

"همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود."

امروز غبار روبی مزار شهدا بود و عجب حال و هوای شیرینی....اما تنها یک خنجربود که داغمان را تازه و دلمان را می شکست....

 

به دنبال اجرای طرح ساماندهی در گلزارهای شهدای سراسر کشورو تصمیم گیری مجریان مبنی بر شروع اجرای طرح در بهشت زهرای تهران و اجرای آن در قطعه 44 گلزار شهدا،نگرانی هایی را از سوی خانواده های شهدا و زائرین نسبت به آسیب دیدن شکل و فرم فعلی مزار شهدا وجود دارد که صرفا یک مسئله احساسی نیست،بلکه این اعتراضات از طرف کسانی است که دلسوزانه و متعهدانه نگران از دست رفتن نمادها،تصاویر،شعرها و شعارهایی هستند که شاید برای نسل اول و دوم انقلاب ر اثر تکرار عادی شده باشد و اهمیت چندانی نداشته باشد،اما با گذشت زمان ارزش تاریخی و فرهنگی این آثار روشن تر خواهد شد...در پی اعتراضات و نگرانی های ابرازشده نسبت به این طرح نا جوانمردانه توجه به چند نکته ضروری ست:

1-با توجه به ارزش تاریخی و فرهنگی گلزار شهدا و اقدام مصرانه به اصطلاح بنیاد شهید و شهرداری تهران جهت تخریب این فضا به منظور اجرای طرح یکسان سازی مزارها و نظر به اینکه تاکنون محافظت از این فضای فرهنگی و زیارتی به باد و باران سپرده شده باید پرسید حفظ این آثار ارزشمند بر عهده کدام نهاد و مسوول است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

2-یکسان سازی مزار شهدا تداعی کننده اجبار و زور و عدم رضایت خانواده ها در اعزام نیروها ی مردمی و تشابه آن با قبور کشته شدگان جنگ ها ی جهانی در سایر کشورهاست....

می خواهند مزار شهدای مارا اینگونه کنند

3-شکل ظاهری حجله ها و محتوای سنگ نوشته ها نمایانگر حضور طبقه های اجتماعی متفاوت در جنگ ،افق فرهنگی ،طرز تفکر،باورهای مذهبی و وابستگی های فرهنگی و قومی آنهاست.

4-آیا ارزش تاریخی آثاری که نقش موثری در انتقال پیام انقلاب و دفاع مقدس به نسل های آینده خواهد داشت کمتر از آثار به جامانده از دوران پادشاهان گذشته است؟؟؟؟چگونه در پی حفظ سنگ قبر کوروش آن را با شیشه قاب میگیرند...اما سنگ های مزار شهدای ما چهره شهر را زشت می کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

5-در حالی که بسیاری از این مزارها سالم و بدون فرسودگی است آیا بهتر نیست نسبت به مرمت و حفظ آنها اقدام شود نه تخریب و بازسازی آنها آنهم به شکل مدرنیته؟!!!!!!!!!!

جای آنکه با کمی رنگ مرمتش کنندُخون به دل ما میکنند

6-تاثیرگذاری فرهنگی و معنوی این عکس ها و نمادها در یک مکان زیارتی بسیار بیشتر از قرار دادن آنها در یک موزه تاریخی حتی در مجاورت گلزار شهداست!!!!!

7-یکسان کردن مزار ها با چه نیتی؟؟؟از بین بردن عکس شهدا و حک کردن تصاویر آنها بر روی سنگ نوشته ها!!!

 

همسر شهید چراغچی پس از اجرای طرح سامان دهی در گلزار شهدا بیان داشتند:

"من به عنوان همسر شهید از آقایان مسولین می خواهم که برای مزار شهدا که پس از باسازی بلا تشبیه به گورستان کشورهای دیگر شده است فکری کنند.این مزارها باید در تاریخ ماندگار باشد.بادر کنارهم گذاشتن سنگها به طور منظم هیچ شناختی از شهدا و ایثارگران برای آیندگان به یادگار نمی ماند.اگر نام بلواری کوچه ای خیابانی به نام شهید است،نصب تابلویی زیبا ،عکسی زیبا،زندگینامه ای کوتاه در آن محل می تواند در شناساندن شهدا نقش موثری داشته باشد و همه اینها هزینه زیادی هم لازم ندارد."

 

"مایکل ایگناتیف"نویسنده نیویورک تایمز و مدرس حقوق بشر کالج دولتی "کندی" در هاروارد پس از دیدار از ایران توصیه کرد هر نو محافظه کار آمریکایی که شرط مبندد رژیم ایران تحت تاثیر انزوا،محاصره ،تحریم و محکومیت بین المللی فرو می ریزد پیش از اعلام جنگ با ایران باید از این مزار شهدا دیدن کند!!!!!

شمارا به خدا این سنگ عیبش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا باید مزارهای شهدای فعلی که یادگاری های شهدا از سنگ نوشته هایی که در آن وصیتی شعری و یا نوشته و خاطره ای برای نسل های بعد و نسل حاضر ! بر رویشان نقش بسته و یا عکس ها ،لوازم شخصی،قرآن جیبی و .....که در جعبه های آلمینیومی بالای سر برخی وجود دارد با یک طرح عجیب و نادرست همچون مزار کشتگان جنگ جهانی دوم دربیاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و همان طرح گلزار شهدای مشهد که باعث ناراحتی بسیاری از خانواده های شهدا شده و انتقادات بیشمارو جدی مقامات و مردم انقلابی را به همراه داشت برای  کل گلزار های شهدای کشور انجام شود....یعنی دولت   نمی توانند مانع چپنین عمل فاجعه آمیزی شود!!!شاید دولت فراموش کرده که همه حیثیتش را  مدیون همین شهداست!!! که اگر فراموش کرده بدانند که ما فراموش نکرده ایم.....

مسلما هیچ کس با مرمت بخش های آسیب دیده از گذر زمان و نامهربانی برخی به اصطلاح مسولین ، به همان شکل  سابق شکایتی ندارد.اما طرح فعلی تخریب کلی مزار ها و باسازی مجدد آنها به صورت یکسان مد نظر است نه مرمت آنها....

مهندس حبیب الله بوربور معاون عمرانی و مسکن بنیاد شهید در گفت و گو با خبرنگار ایلنا گفت:"در حال حاضر بیش از 220 هزار مزار شهید در سراسر کشور وجود دارد که اگر برای هر یک از آنها یک میلیون تومان اعتبار اختصاص داده شود حدود 220 میلیارد اعتبار لازم است.........(یعنی مملکت مشکل دیگه ای نداره جز خرج کردن پول برایب به اصطلاح باسازی و به واقع از بین بردن نمام و یاد شهدا قدم به قدم....)

خبرگزاری فارس:"برخی خانواده های شهدا با اعتراض به بخش هایی از طرح یکسان سازی قبور شهدا ،اضهار داشتند  تنها در خواست ما عدم تخریب سنگ های مزار و حجله های شهدا است.بافت سنتی مزار ها با قدمتی بین 20-30 سال توسط خانواده های شهدا ایجاد شده و گنجینه ای فرهنگی به شمار میرود که در آینده ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد."

 

 

خدایا ما را از شر دشمان خارجی و منافقین داخلی حفظ فرما...آمین یا رب العالمین

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 23:22  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

دیروز عصر مراسم رونمایی کتاب بابا نظر،مجموعه خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد به قلم سید حسین بیضایی و تدوین مصطفی رحیمی بود...رونمایی از کتاب شهیدی که انقدر شهید ماند با 164 ترکش در تنش تا خدا اذن شهادت و عروج روحش را داد آنهم بعد از مناجاتی جانانه با حضرت حق

در این مراشم حضور چهر هایی شاخص بود.

سرلشگر دکتر سید یحیی صفوی،سردار قالیباف،علی رضا دبیر،حجت الاسلام خاموشی،دکتر بنیانیان،جناب آقای سرهنگی و ....

گوشه ای از صحبت های |پرویز پرستویی در باب کتاب بابا نظر:

"بسم الرب الشهدا و الصدیقین

روزی که زنگ زدند تا کتاب رو برام بفرستند صادقانه بگویم فکر کردم من که الان با این برنامه کاری نمی تونم کتاب رو بخونم...وقتی کتاب را دیدم با آن قطر با خود گفتم خدایا چه کنم با این همه تکلیف ...چون من به واقع احساس دین  می کنم و با تمام وجود عاشق این آدم ها ی جنگ هستم اینان الگوی منند.هرچند مورد نقد و تهمت بسیاری قرار گرفته ام که در نقش این افراد کلیشه ای شدم ....کتاب رو شروع کردم....گرچه میدانستم پایان تلخی دارد.تمام لحظات را با بابا نظر بودم...هر جا رفت رفتم...ترکش خورد درد کشیدم...خندید خندیدم...لال شدم...بغض امانم را نمی داد...با او زخمی شدم...گرسنگی کشیدم...با او بستری شدم...زمانی که تنها دخترش ،دردانه اش را دکتر سیلی زد آنجا بودم...با او در آلمان بستری شدم...با او بودم در درگیریش با مجاهدین  در آلملان و دست بند به دست در کنار رودخانه راین...الان هم که این نامه را می نویسم اشک امانم نمی دهد...نمی دانم چه کار میتونم برایشان بکنم...هر چند که این بابا نظر ها کم نیستند و هیچ کار برایشان نکرده ایم...آنها هستند و می سوزند و آب میشوند تا ....شاید ما متوجه شویم و به یاد بیاوریم...بابا نظرها هیچ ندارند که اگر داشتند اسمشان در فلان خیابان فلان پست و....بود......

بارها و بارها فکر کردم که بابا نظر ها چه کردند و ما چه می کنیم....."

 

 

مراسم رونمایی کتاب«بابانظر» بعداظهردیروز باحضورسرلشکررحیم صفوی مشاورعالی فرمانده کل قوا،محمدباقرقالیباف شهردارتهران،حجت الاسلام خاموشی رییس سازمان تبلیغات اسلامی،حسن بنیانیان رییس حوزه هنری،علیرضادبیرعضوشورای شهر تهران درحوزه هنری برگزارشد.



به گزارش ستادخبرانتشارات سوره مهر،برنامه مراسم رونمایی کتاب«بابانظر»خاطرات شهیدمحمدحسن نظرنژادپس ازپخش قرآن وسرودآغازین برنامه که باحضوررحیم صفوی،قالیباف،خاموشی،بنیانیان،دبیروبرخی ازدیگرمسئولان وخبرنگاران اصحاب رسانه برگزارشده بود،باذکرمقدماتی از سوی خسروی مجری این مراسم دررابطه بااین مراسم شروع شد.

پس از صحبت های مجری برنامه،کلیپ رونمایی کتاب«بابانظر»به مدت 6دقیقه برای حضار به نمایش گذاشته شد،پس از این فیلم،مجری برنامه ادامه سخنانش را به حسن بنیانیان رییس حوزه هنری به عنوان سخنران ابتدایی مراسم سپرد که وی با تاکیدبرادامه واستمراردرنوشتن خاطرات ادبیات دفاع مقدس آن را ذخیره علمی برای تمدن وساختن فرهنگ دانست.

بخش بعدی مراسم پیام استادعزت الله انتظامی درباره خواندن کتاب«بابانظر»وشهیدمحمدحسن نظرنژادبودکه دراین رابطه گفته بود:«خداوند بزرگ چه توان واثرگذاری به این مردبخشیده است،که باجراحات متعدد درهر میدان نبرد باز دست از جهاد ومبارزه برنمی دارد...»

سخنرانی رحیم صفوی با یک جمله درباره شهیدان شروع شد وپس از صحبت هایی با یک پیشنهاد به پایان رسید.

قرائت متن یادداشت گونه پرویز پرستویی درباره خواندن کتاب«بابانظر»بااشاره اینکه «خدایا چه کنم بااین همه تکلیف؟...»آغازیدن گرفت وباعبارت«بابانظرهاچه کردندوماچه می کنیم...»به انتها رسید.

پخش کلیپ پرویز پرستویی نیز که بی شباهت به یادداشتش نبود،گریه رابرای برخی از حضار درپی داشت،در جاییکه خود گریست بطوریکه گاهی اوقات نتوانست کلامش را ادامه دهد.

اما نقطه اوج مراسم به سخنان محمدباقرقالیباف شهردار تهران باز می گشت از آنجاییکه که وی از همرزمان شهیدمحمدحسن نظرنژادوفرمانده لشکر5نصردردوران دفاع مقدس بود،وخاطرات فراوانی بااین شهید داشت.

قالیباف باذکر دوخاطره از بابانظروبیان انتقاداتی نسبت به تحریف فرهنگ جنگ حضار را برای هرچه بیشتر شنیدن ودقت کردن سخنانش جلب توجه نمود.

پس از پایان صحبت های شهردار پایتخت که حال وهوای خاصی به مراسم داده بود،کلیپ 10دقیقه ای کتاب«بابانظر»ازپرده نمایش سالن سوره حوزه هنری به تماشا درآمد.

سخنرانی مرتضی سرهنگی رییس دفترادبیات وهنرمقاومت وخاموشی رییس سازمان تبلیغات اسلامی پخش پایانی مراسم بود که برلزوم هرچه بیشتر ساخت ادبیات دفاع مقدس تاکیدکردند.

درآخر نیز تقدیر از خانواده شهید محمدحسن نظرنژاد وپدیدآورندگان کتاب با حضور خاموشی،بنیانیان قالیباف،سرهنگی وشیرازی نماینده ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه پاسداران برگزار شد.



گفتنی است،کتاب«بابانظر»خاطرات شهید محمدحسن نظر نژادباگردآوری ومصاحبه سیدحسین بیضائی وتدوین مصطفی رحیمی در 18 فصل به صورت مصور و439 صفحه به قیمت 8000تومان در 2500نسخه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

 

جای همه شما خالی بود....

ان شاءالله در فرصت مناسب کلیپ پرویز پرستویی و فیلم مراسم رو آپلود می کنم. 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 12:21  توسط حریم دل | 

بسم رب الساجدین

 

عیدتون مبارک

وعده دیدار فردا در صف های اقامه نماز عاشقی

به امامت امام عشق

حضرت خامنه ای مدظله العالی

 

یا علی

اللهم عجــــــــــل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/28ساعت 22:53  توسط حریم دل | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

یه مسجد وسط دو تا مثلث اسیره

شهادت کفن گلی میشه که پرپره

گلوله سینه برادرم را می دره

یه کودک زیر چکمه سیاهی میمیره

          

یه مسجد وسط دو تا مثلث اسیره

 

یا قدس فؤادی...

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و جعلنا من شيعتهم و اهلک اعدائهم اجمعين

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 16:30  توسط حریم دل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اي يار تنهايم ببين
من از همـــــــه تنـهاترم
تنها تويي در گوشه تنهاييـــــم

پیوندهای روزانه
علیرضا قزوه
جهان آینده
پایگاه شیعیان(پخش زنده حرمین)
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آقا
مجموعه آلبوم های شهدا
دفتر مقام معظم رهبری
Al masumeen
پايگاه شهيد همّت
پايگاه اطلاع رساني امتداد
sami yusuf
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
همسفر غريب
در حضـــــور
حكايت دل
ترمه
ققنوس
نواي فراق
حس غریب
حب الرضــــــــا
در انتظـــار موعود
منتظـــران ظهـــــــور
سیر عرفان عینی امام
زمزمـــــــه های من
حب العباس
فرجـــــام
استاذنا
حرفهـــای نا گفته دلــــم
گل نرگس گل نرگس گل نرگس
جدید ترین کدهای جاوا
عـــــدالت طلب
حجاب غیبت
فصل انتظار
چفیه
بی سایه بان
خاطـــــرات جبهه
مذهبــی و مداحـــی
چشم انتظار گل نرگس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM